جان به کف خنده به لب شعله به دل شور به سر
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 20:58
infinity Profile. Archive. Links. Posts. Designer جان به کف خنده به لب شعله به دل شور به سر دنبال مقصر میگردیراه دوری نروغیر از خودت کسی تقصیری نداشتاو فقط به تو کمی امید دادتو در مقابلهمه چیزت را.#جمال_ثریا یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ | 19:43 | missdra | Archive مرداد ۱۴۰۵ تیر ۱۴۰۵ خرداد ۱۴۰۵ آذر ۱...
لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 20:58
infinity Profile. Archive. Links. Posts. Designer لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام اندوه، واپسین نمایشیست از عشق،که میتوانیم نثارِ آنکه دوستش داشتیم، کنیم.جایی که اندوه عمیق است،عشقی بزرگ در کار بوده است. عکاسی، بالونسواری، عشق و اندوه✍ جولین بارنز سه شنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۴ | 1:17 | missdra | Arch...
با اینهمه ای قلب دربدر از یاد مبر که ما عشق را رعایت کردیم
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 20:58
infinity Profile. Archive. Links. Posts. Designer با اینهمه ای قلب دربدر از یاد مبر که ما عشق را رعایت کردیم محبوبم!عاشقها درستکار و شریفاند، زیرا عاشقها چیزی را به چیزی ترجیح نمیدهند. کسی را به چیزی و چیزی را به کسی ترجیح نمیدهند...•محمد صالح علاء سه شنبه بیستم آبان ۱۴۰۴ | 10:59 | missdra | A...
معشوق جان به بهار
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 20:58
infinity Profile. Archive. Links. Posts. Designer معشوق جان به بهار چون شب بشود تاریبا این همه بیداریبا عشق همیگویمکای عشق ببر خوابم#مولانا #من_هم_نمیخوابانمم سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۵ | 1:6 | missdra | Archive مرداد ۱۴۰۵ تیر ۱۴۰۵ خرداد ۱۴۰۵ آذر ۱۴۰۴ آبان ۱۴۰۴ مهر ۱۴۰۴ شهریور ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۴ اردیبهش...
که عمر نوح ندارم، که آدمی فانیست
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 20:58
infinity Profile. Archive. Links. Posts. Designer که عمر نوح ندارم، که آدمی فانیست محل و نرخِ خویش آن زمان بدانستمکه برگذشتی و ما را به هیچ نسفارشی... جمعه پنجم تیر ۱۴۰۵ | 14:22 | missdra | Archive مرداد ۱۴۰۵ تیر ۱۴۰۵ خرداد ۱۴۰۵ آذر ۱۴۰۴ آبان ۱۴۰۴ مهر ۱۴۰۴ شهریور ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ فروردین...
آن جا که رفته ای خودمانیم هیچ کس آن چه دلم برای تو می کرد میکند؟
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 20:58
infinity Profile. Archive. Links. Posts. Designer آن جا که رفته ای خودمانیم هیچ کس آن چه دلم برای تو می کرد میکند؟ عشق هدیهای است که شایستگیاش را نداریم؛ دوست داشته شدن بدون شایستگی، خود بهترین دلیل عشق واقعی است. بار هستی✍ میلان کوندرا یکشنبه هفتم تیر ۱۴۰۵ | 9:14 | missdra | Archive مرداد ۱۴۰۵ تی...
میخوای آسمان را بالا بیاوری
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 20:58
infinity Profile. Archive. Links. Posts. Designer میخوای آسمان را بالا بیاوری حال من بد نیست و یعنی هیچجای بدنم درد نمیکند ولی اگر بخواهیحالم را عمیقتر جویا شوی باید به تو بگویمکه به هیچ وجه از زندگی خوشم نمی آید#فروغ دوشنبه هشتم تیر ۱۴۰۵ | 14:36 | missdra | Archive مرداد ۱۴۰۵ تیر ۱۴۰۵ خرداد ۱۴۰۵ آ...
ملقانا یا حبیبی خلف الصیف و خلف الشتی
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 20:58
infinity Profile. Archive. Links. Posts. Designer ملقانا يا حبيبي خلف الصيف و خلف الشتی إذا أخذني الموت ولم نلتقی،فلا تنسى أني تمنيتُ لقائك كثيرًا ...اگر مرگم فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم،فراموش نکن که من دیدار تو را بسیار آرزو کردم ...#نطرتک_بالصیف دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵ | 10:2 | missdra | ...
-
تاریخ: 1403/5/9 ساعت: 12:54
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه ی دنیا را میخ میبیند ! تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم،...
-
تاریخ: 1403/5/9 ساعت: 12:54
هنوز دیر نیست هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست عزیز همزبان تو در کدام کهکشان نشستهای؟!... #هوشنگ_ابتهاج سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ | 9:44 | missdra | Adblock test (Why?)
-
تاریخ: 1403/4/29 ساعت: 22:33
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه ی دنیا را میخ میبیند ! تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم،...
-
تاریخ: 1403/4/29 ساعت: 22:33
هنوز دیر نیست هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست عزیز همزبان تو در کدام کهکشان نشستهای؟!... #هوشنگ_ابتهاج سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ | 9:44 | missdra | Adblock test (Why?)
✨️
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 18:46
بدترین ورشکستی در جهان از دست دادن اشتیاق است اگر کسی تمام هستی خود را به جز اشتیاق از دست بدهد میتواند دوباره به موفقیت دست یابد... #آرنولد_شوارتزنگر یکشنبه سوم تیر ۱۴۰۳ | 19:16 | missdra | Adblock test (Why?)
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 18:46
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه ی دنیا را میخ میبیند ! تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم،...
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 18:46
هنوز دیر نیست هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست عزیز همزبان تو در کدام کهکشان نشستهای؟!... #هوشنگ_ابتهاج سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ | 9:44 | missdra | Adblock test (Why?)
-
تاریخ: 1403/3/10 ساعت: 16:26
پیله ی شعر جای کوچکی برای تو بود؛ حق داشتی واژه ها را بشکافی و پروانه شَوی! حالا آزادانه بگرد من دیگر به تو پیله نخواهم کرد! #میناآقازاده جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 19:15 | missdra | Adblock test (Why?)
بی گنه کشت مرا یار و از آن میترسم آه مظلومی من دامن قاتل گیرد
-
تاریخ: 1403/3/10 ساعت: 16:26
گاهی شبها هم آنقدر فکر میکنی و فکر میکنی و در ذهنت با خودت و با آدمها میجنگی که از فکر که بیرون آمدی، انگار از دعوا و معرکه برگشتهای؛ در حالی که همه جا را تاریکی و سکوت فرا گرفته و تمام جهان خوابند و هیچکس در آن لحظهی شب، کاری به کار تو ندارد...#نرگس_صرافیان_طوفان دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 1:3...
-
تاریخ: 1403/2/30 ساعت: 18:51
پیله ی شعر جای کوچکی برای تو بود؛ حق داشتی واژه ها را بشکافی و پروانه شَوی! حالا آزادانه بگرد من دیگر به تو پیله نخواهم کرد! #میناآقازاده جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 19:15 | missdra | Adblock test (Why?)
در ابریشم عادت آسوده بودم
-
تاریخ: 1403/2/30 ساعت: 18:51
به «نبودنهای مهمِ ابدی» نمیتوان عادت کرد. «عادت کردن» معمولاً از جنسِ «کنش» است: کاری را تکرار میکنیم و انجامِ آن کار برایمان آسانتر میشود. اما «نبودن» از جنسِ نیستیست؛ کاری از دستمان برنمیآید. ما به «نبودن» فقط «واکنش» نشان میدهیم: «نبودن» را در چمدانِ جانمان پنهان میکنیم. #ابراهیم_سلطانی #تو_با_با...
-
تاریخ: 1403/2/19 ساعت: 15:27
ناگهان به خودش آمد و دید که مدتیست نشسته کنجی و دارد به همه چیز فکر میکند. شبیه به آدمِ در حال غرق شدنی خودش را از آب بیرون کشید، نفسش را داد بیرون و گفت: بیخیال! بلند شد و برای خودش چای ریخت و دوباره به کارش مشغول شد. مدتی بود که تا مرز خستگیِ مفرط کار میکرد و اعتقاد داشت که آدم نباید یک ثانیه هم ب...