Ratljóst - تاریخ: 1403/2/19 ساعت: 15:27
اگر سخن میانِ من و تو پایان یافت و راههایِ وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو... #نزار_قبانی یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 11:55 | missdra  |  Adblock test (Why?)
آه از این توبه و پیمانه که بشکست به هم - تاریخ: 1403/1/29 ساعت: 16:47
وَعَدتُکِ أن لا أُحِبُّکِ..ثُمَّ أمامَ القَرارِ الکَبیرِ جَبنتُوَعَدتُکِ أن لا أعود وَ عُدتُوَ أن لا أموت اشتیاقاً وَ مِتُّوَعَدتُکِ..أن لا أکون ضعیفاً... وَ کُنتُ..وَ أن لا أقول بِعینیکِ شِعراً..وَ قُلتُ...لقد کُنتُ أکذبُ ...مِن شِدّةِ الصِّدقِ ..وَ الحمدُ للّهِ ...أنّنی کذبتُ ...قول دادم که دوستت ...
- تاریخ: 1402/12/3 ساعت: 19:09
نه بادبادك ها ما را به آسمان بردنه دست هايمان آن قدر گرم بُودكه خورشيد را روشن كنيمحالاديگر نه تو پشتِ پنجره مي ايستينه مناز آن كوچه مي گذرمعشق همين استفقط مي توان از آنشعر ساخت!#رضوان_ابوترابي پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | 2:55 | missdra  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1402/12/3 ساعت: 19:09
وقتی چیزی مرا رنج میداددر مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدمخودم در موردش فکر میکردمبه نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردمنه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نهبلکه فکر میکردم که انسانها در آخر بایدخودشان خودشان را نجات بدهند.#هاروکی_موراکامی پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | 2:57 | missdra  |  Adblock test (...
- تاریخ: 1402/11/3 ساعت: 18:47
نه بادبادك ها ما را به آسمان بردنه دست هايمان آن قدر گرم بُودكه خورشيد را روشن كنيمحالاديگر نه تو پشتِ پنجره مي ايستينه مناز آن كوچه مي گذرمعشق همين استفقط مي توان از آنشعر ساخت!#رضوان_ابوترابي پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | 2:55 | missdra  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1402/11/3 ساعت: 18:47
وقتی چیزی مرا رنج میداددر مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدمخودم در موردش فکر میکردمبه نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردمنه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نهبلکه فکر میکردم که انسانها در آخر بایدخودشان خودشان را نجات بدهند.#هاروکی_موراکامی پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | 2:57 | missdra  |  Adblock test (...
- تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 16:40
بنشین و برای من نامهای بنویس از خودت بگو چیزهایی که گمان میکنی فراموش کردهای ولی هنوز به آنها فکر میکنی از روزمرگیهایت هر اتفاق کوچکی که قلب بزرگت را به درد میآورد و همراه تو به رختخواب میآید از چین و چروکهای صورتت سفیدی موهایت از گریههایی که زیر دوش آب گرم شسته میشوند و دور از چشم نزدیکانت به فاضلا...
- تاریخ: 1402/10/12 ساعت: 14:15
بنشین و برای من نامهای بنویس از خودت بگو چیزهایی که گمان میکنی فراموش کردهای ولی هنوز به آنها فکر میکنی از روزمرگیهایت هر اتفاق کوچکی که قلب بزرگت را به درد میآورد و همراه تو به رختخواب میآید از چین و چروکهای صورتت سفیدی موهایت از گریههایی که زیر دوش آب گرم شسته میشوند و دور از چشم نزدیکانت به فاضلا...
شمعم میان اشک و آتش میخندم - تاریخ: 1402/10/12 ساعت: 14:15
میتوان کاسهی آن تار شکستمیتوان رشتهی این چنگ گسستمیتوان فرمان داد: “هان ای طبل گران، زین پس خاموش بمان”به چکاوک امانتوان گفت مخوان…#فریدون_مشیری#با_موی_او_پیوسته_باشد_پیوندم جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ | 11:45 | missdra  |  Adblock test (Why?)
ای شراب تلخ من ترک تو تسکینم نداد - تاریخ: 1402/10/4 ساعت: 15:39
دیگر ای باد صبادست ز بختم بردارخبر از یار نیاردلِ من خاک شد و دوش به بادش دادممگر این غم ز سرم دور شودولی انگار نشدبگو ای دوست چرا دور نشد؟#آورده_خبر_راوی#کو_ساغر_و_کو_ساغی شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ | 11:1 | missdra  |  Adblock test (Why?)
#خوداغوشی - تاریخ: 1402/10/4 ساعت: 15:39
سر از بالین خیال بردار و به بازوانم بتاب ، با این زخم ها که در نگاه توست هیچ مردی تسلای لب های خشکیده ات نخواهد شد. ضمانت آغوشت را به پای من بگذار و بایست تا ایستادن از حافظه ی اندامت رنگ بگیرد، تو سرسخت ترین زنِ بی ادّعای تاریخی که از ترسِ شایعه ی باد موهایت را زیرِ روسَری پنهان کرده ای…•بهرنگ قاسم...
- تاریخ: 1402/8/13 ساعت: 15:47
قلب را شایستهتر آنکه به هفت شمشیرِ عشقدر خون نشیندو گلو را بایستهتر آنکه زیباترینِ نامها رابگوید.و شیرآهنکوه مردی از اینگونه عاشقمیدانِ خونینِ سرنوشتبه پاشنهی آشیلدرنوشت.ــرویینهتنیکه رازِ مرگشاندوهِ عشق وغمِ تنهایی بود. جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ | 1:45 | missdra  |  Adblock test (Why?)
آره هنوز شبا بیدارم - تاریخ: 1402/8/13 ساعت: 15:47
حرف بزنم؟ خب چی بگم؟ دیگه چه فرقی داره نزنم ؟ تا کی؟ تا وقتی یا نبضم بپره یا حافظم✅️
آمان آیریلیق - تاریخ: 1402/8/13 ساعت: 15:47
آن روز بازار پر از بوی سوسن و ستاره و شببو بودمن خودم دیدم دعای تو بر بالِ پرنده از پهنهی طاقی گذشتچه شوقی شبستان رویا را گرفته بود،دعای تو و آن پرندهی بیقرارهر دو پرپر زدند، رفتندبر قوس کاشی شکسته نشستند.من نمیدانستم معنی هرگز راتو چرا بازنگشتی دیگر؟ شنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۲ | 0:18 | missdra  |  Adblo...
- تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 17:32
پنداری امشب از قدیسانم من ماه را به دستم دادند و من دگربار به آسمانش نهادم که عشق خودخواهی بر نمی تابد و خدا پاداشم داد یک گل سرخ به رسم عشق و یک گل سفید به رسم صلح و آشتی با طیفی از نور مهربانی که این پاداش برایم تا ابد بس است.#فدریکو_گارسیا_لورکا پنجشنبه نهم شهریور ۱۴۰۲ | 23:20 | missdra  |  Adblo...
- تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 17:32
قلب را شایستهتر آنکه به هفت شمشیرِ عشقدر خون نشیندو گلو را بایستهتر آنکه زیباترینِ نامها رابگوید.و شیرآهنکوه مردی از اینگونه عاشقمیدانِ خونینِ سرنوشتبه پاشنهی آشیلدرنوشت.ــرویینهتنیکه رازِ مرگشاندوهِ عشق وغمِ تنهایی بود. جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ | 1:45 | missdra  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 22:57
پنداری امشب از قدیسانم من ماه را به دستم دادند و من دگربار به آسمانش نهادم که عشق خودخواهی بر نمی تابد و خدا پاداشم داد یک گل سرخ به رسم عشق و یک گل سفید به رسم صلح و آشتی با طیفی از نور مهربانی که این پاداش برایم تا ابد بس است.#فدریکو_گارسیا_لورکا پنجشنبه نهم شهریور ۱۴۰۲ | 23:20 | missdra  |  Adblo...
تنهایی در جمع در تن های تنهایی - تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 22:57
اگر یک روز از من بپرسند قوی ترین انسان های دنیا چه کسانی هستند؟جواب می دهم؛زنانی که تنهایی'>تنهایی را یاد گرفته اند.#جمال_ثریا دوشنبه دهم مهر ۱۴۰۲ | 17:27 | missdra  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 22:57
قلب را شایستهتر آنکه به هفت شمشیرِ عشقدر خون نشیندو گلو را بایستهتر آنکه زیباترینِ نامها رابگوید.و شیرآهنکوه مردی از اینگونه عاشقمیدانِ خونینِ سرنوشتبه پاشنهی آشیلدرنوشت.ــرویینهتنیکه رازِ مرگشاندوهِ عشق وغمِ تنهایی بود. جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ | 1:45 | missdra  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1402/7/9 ساعت: 12:39
نه راهی به رویا میرسدنه رویایی به راهبرمیگردمبه رنگهای رفتهی دنیابه موهای مادرمپیش از آنکه پدر ببافدشبه خاکپیش از آن که تو در آن به خواب رویو آن کتاب کوچک غمگین:پیامبر شدن در جزیرهی متروک!از همبه هم گریختهایماز خاکبه زیر خاکو انگار تمام جادهها رابا پرگار کشیده استو انگار مرگ نقطهایستکه به پایان تمام...